تبليغاتX
ایران آزاد

Bilder hochladen
نوشته شده توسط مقداد توانانیا در ساعت 12:31 | لینک  | 

 

مفهوم اندیشه اسلام سیاسی در اندیشه علی عبدالرازق و مهندس مهدی بازرگان

 علی عبدالرازق در کتاب اسلام و مبانی قدرت در تایید این مفهوم حداقلی از رسالت پیامبر می گوید:«تأسیس دولت نبوی اقدامی متفاوت از دعوت اسلامی و خارج از حد مرز های رسالت است.» او متذکر می شود اقتداری که محمد (ص) بر مومنان داشت تداوم اختیار پیامبری بود و هیچ یک از مشخصه های قدرت دنیوی را نداشت.

 عبدالرازق این هشدار را مطرح می نماید که فعالیت پیامبر در جهت تاسیس عمل دنیوی با رسالتش نسبتی ندارد و ماهیت رسالت وی اصولا با ماهیت حکمرانی و سلطه گری سیاسی اش در یک راستا نخواهد بود. او میان اقتدار پیامبر و اقتدار حاکم تفکیک قائل می شود: اقتدار پیامبر که بر مردمش اعمال می شود معنوی و منشأ آن ایمان دل است. تواضع در برابر اقتدار پیامبر صادقانه بوده و محصولش تواضع جسم است. اقتدار پیامبر معطوف به هدایت و راهنمایی مردمان بسوی خداست. اما اقتدار حاکم، مادی بوده و مربوط به کارهای حیاتی امت و آبادانی زمین است. اقتدار پیامبر در خدمت دین است و اقتدار حاکم در خدمت دنیا. اقتدار پیامبر در خدمت خداست و اقتدار حاکم در خدمت مردم.

از نظر عبدالرازق با توجه به ظواهر قران مجید پیامبر به قدرت سیاسی هیچ توجهی نداشته است. بنابراین حکومت را نپذیرفت چرا که حکمداری را از اهداف دنیوی می دانست و معتقد بود مردم بر امور دنیاشان آگاه ترند. در یک کلام از نظر عبدالرازق دین اسلام ویژگی سیاسی ندارد.   

مهندس بازرگان در مقاله «آخرت و خدا؛ تنها هدف بعثت انبیا» دو هدف کلی برای رسالت انبیا تبیین می کند: اول؛ انقلاب عظيم و فراگير عليه خودمحورى انسان ها براى سوق دادن آنها به سوى آفريدگار جهان ها و دوم؛ اعلام دنياى آينده جاودان بى نهايت بزرگ تر از دنياى فعلى. آنچه مهندس بازرگان، آن را از شأن پیامبری خارج می نماید؛ ابلاغ پیام ها و انجام کارهای اصلاحی و تکمیل دنیا در سطح مردم است. بازرگان هدف بعثت پیامبران را در حوزه دیگری می جوید. این حوزه پیرامون مسئله خدا و آخرت است. پیام اصلی بازرگان این است بگوییم قرآن و رسالت پيامبران نسبت به امور دنيايى ما نه بيگانه است و نه بى نظر و بى اثر. آنچه از اين بابت عايد انسان ها مى گردد محصول فرعى محسوب مى شود و به طور ضمنى به دست مى آيد. بدون آنكه اصل و اساس باشد يا به حساب هدف بعثت و وظيفه دين گذارده شود. مراد اصلی مهندس بازرگان در این مقاله اصراری است در منحصر دانستن هدف دين به آخرت و خدا و تفكيك رسالت انبيا از سياست و اداره دنيا. در این راستاست که در قرائتی از دین می افزاید:« خدايى كه براى درد و آرزوهاى دنيا پرستيده شود، يا آخرت و بهشت و ثوابى كه در راه خواسته هاى دنيا تامين گردد، نه دين است، نه خدا و نه آخرت، شركى است در كنار و در برابر توحيد و مصداقى از انقلاب و بازگشت به عقب يا به خسران و هلاكت.» منظور بازرگان از جدایی آخرت و دنیا یا دین و حکومت این است که اگر هدف جامعه اى، خدا و آخرت باشد و در جهت خدا و عمل به احكام خدا حركت نمايد، دنياى اين جامعه (مسلمانان) نيز بهبود پيدا مى كند و قرين نعمت و سعادت مى شود اما عكس قضيه صحيح نيست. بازرگان این رابطه را «معادله یک طرفه می داند». بازرگان معتقد است این معادله هیچ گاه  نمی تواند دو طرفه شود چرا که خواستن و رسيدن به دنيا هيچ گاه مساوى با خواستن خدا و رسيدن به آخرت سعادتمند نيست.

بازرگان در این مقاله می افزاید:« خداوند بر طبق نصوص مكرر قرآن نخواسته است رسول او سر سوزنى در رسالت خود از حدود تذكر و انذار و ابلاغ پا فراتر گذارده و خود را موكل و مسيطر بر مردم و مسوول ايمان و اعمال آنان بداند. پس به طريق اولى نمى خواهد هيچ فرد مومن، خواه عامى و خواه از خواص يا از داعيان خلافت و ولايت و وراثت پيامبران و پيشوايان، به اسم تبليغ و تحميل دين و حتى دفاع از آن به كسى فشار وارد آورد، تا چه رسد به اجراى دين و واداشتن مردم به عبادات خدا.» آنچه در قسمتی از مقاله مهندس بازرگان مشاهده می شود قبول نوعی از حکومت اسلامی است. « تمام حرف ما اين است كه اگر به فرض، يك حكومت دينى از همه جهت تمام و كمال به دست مومنان مخلص ناب تشكيل شد، آنچه نبايد اين حكومت و دولت دست به آن بزند و دخالتى بنمايد، دين و ايمان و اخلاق مردم است! دولت يعنى قدرت و زور؛ قدرت و زور در برابر تجاوز بيگانگان به كشور و ملّت يا تجاوز مردم به يكديگر كه يك امر ضرورى است. امّا در برابر عقيده و عشق و عبادت و رابطه انسان با خود و خدا يعنى آزادى و تقرّب، بسيار بيجا و نقض غرض است. اما عكس قضيه صحيح است. اگر دولت و حكومت حق دين ساز و انسان ساز نيست، انسان دين دار و خداپرست واقعى دولت حق ساز هست. بنابر فرمايش نبوى كيف تكونون يولّى عليكم. يك امّت مومن و ملّت آزادهء مستقل و مومنان با كرامت، به وجود آورنده و تشكيل دهندهء يك دولت اسلامى صحيح و جامعهء دينى هستند.» بازرگان اسلام را جهان بینی و ایدئولوژی کاملی می داند.

نتیجه گیری: تحدید حدود وظایف پیامبر بر تذکر، ابلاغ و انذار و تاکید بر این مفهوم که تشکیل حکومت ذاتی پیامبری نیست و نمی توان از اسلام مفهوم حکمرانی و حکومت ورزی استخراج کرد مفهوم حداقلی است که مشترک میان مهندس بازرگان و علی عبدالرازق است. از این رو استخراج مفهوم حکومت از اسلام مخالف ماهیت رسالت پیامبری است. چرا که پیامبری متکی بر قبول و ایمان است در حالیکه ماهیت حکومت متکی بر غلبه بوده و این، با ماهیت ایمان در تعارض قرار می گیرد.

 

نوشته شده توسط مقداد توانانیا در ساعت 10:35 | لینک  | 

 

( تاييدپذيرى ,  ( confirmationism= نظريه هاى علمى به واسطه موفقيت هاى تجربى تاييد مى شود. براساس اين ديدگاه بهترين نظريه هاى علمى ما آنهايى هستند كه بالاترين درجه تاييد يا به عبارت ديگر آنهايى كه بالاترين احتمال درست بودن را دارند. در اين معنا ديگر تحقيق پذيرى ملاك تمايز نظريه هاى علمى از نظريه هاى غيرعلمى نيست بلكه ملاك تمايز، تاييدپذيرى تجربى آنها است. از ديدگاه تاييدپذيرى، قضايايى كه به وسيله آزمايش يا از طريق مشاهده تجربى مستقيم قابل تاييد نباشند، قضاياى علمى نيستند.

مهمترين اشتراك پوپر و ويتگنشتاين , اين بود كه فرضيه ها يا نظريه هاى جهانشمول به دلايل منطقى نمى توانند قابل اثبات باشند. پوپر نظريه جهانشمول را نظريه اى مى داند كه در هر مكان و هر زمان صادق باشد. بدين ترتيب يك نظريه نمى تواند به صورت استقرايى از تعداد محدودى گزاره مشاهده اى استنتاج شود به دليل آن كه استقرا قابل توجيه نيست. در منطق اكتشاف علمى پوپر به نحو مشابهى مى گويد اگر «مسئله استقرا» اين است كه «آيا استنتاج استقرايى توجيه پذير است» پاسخ منفى است چون «هر چه تعداد قوهاى سفيدى كه تاكنون ديده ايم زياد باشد، اين نتيجه را توجيه نمى كند كه تمام قوها سفيدند».   

( ابطال پذیری پوپر , falsifiaability ) = پوپر در اين اصل به اين بحث پرداخته که قوانين علمی را نمی توان با قاطعيت اثبات کرد، بلکه می توان آنها را ابطال کرد. منظور او از اين بحث اين است که هيچ حدی از راست نمايی يک قانون علمی نمی تواند ضامن ارزش صدق آن باشد. روش استقرایی تنها يک عادت ذهنی بوده و يک ضرورت منطقی نيست. از اين رو ، دانش علمی کلا ناپايدار و موقتی است,  از نظر پوپر تئوری ها هيچگاه قابل اثبات تجربی نيستند (پوپر از وحدت روش شناسی در علوم طبيعی(تجربی) و اجتماعی سخن می گويد,  او اصل ابطال پذيری را به علوم اجتماعی نيز تعميم می دهد . اما در آثار او نمايان است که هرگاه او به روش شناسی علوم اجتماعی می پردازد ، به جای مفهوم ابطال پذيری تجربی بيشتر از جايزالخطا بودن و انتقادپذيری استفاده می کند . پوپر با اين که تفاوت های آشکار ميان روشهای علوم اجتماعی و طبيعی و حتی تفاوت های موجود ميان شاخه های گوناگون خود اين علوم را مي پذيرد ، بر آن است که روشهای تمامی اين علوم اساسا يکی است و اساس همه اين روشها عرضه کردن توضيحات عليتی و محک زدن آنها از طريق پيشگويی ها است . در اين روش که به آن فرضيه ای استنتاجی می گويند، هيچ کدام از گزاره های علمی که در معرض آزمون قرار مي گيرند، هيچ گاه قطعيت مطلق ندارد و هميشه به صورت فرضيه های موقتی و آزمايشی باقی می مانند.  اين معياري که پوپر براي تشخيص علم از غير علم پيشنهاد مي کند، درست در نقطه مقابل تصور استقرائگرايان و پوزيتيويست ها قرار دارد؛ يعني به جاي آن که معيار ايجابي قابل اثبات بودن تجربي يک نظريه را ملاک علمي بودن قراردهد، معيار سلبي ابطال پذيري را به عنوان محک تشخيص طرح مي کند. از ديدگاه او، يک گزاره (نظريه يا حدس) تنها و تنها وقتي به علوم تجربي تعلق دارد که ابطال پذير باشد. ( پوپر به دنبال آزمايشي که درباره يکي از نظريات اينشتين درباره جاذبه ، در نظريه نسبيت عام او، انجام گرفته بود به اين نتيجه رسيد. )

 

نوشته شده توسط مقداد توانانیا در ساعت 22:8 | لینک  | 

Free Image Hosting

فلسفه ی علم :

پوپر در فلسفه علم قایل به ابطال پذیری گزاره های علم بود _ به نظر او فرضیه های علمی حدس هایی هستند که تنهامعتبرند که مورد باطل کننده آنها یافت نشوند .     

پوپر برای علم خصلتی تکاملی قایل بود این تکامل از طریق نقد سنت های علمی بر یکدیگر انجام می گرفت . به این ترتیب هر سنت علمی اشتباه , در جریان نقد کنار می رود .                                                       

به عقیده پوپر , امکان خطا زمانی  همیشه وجود دارد حتا در آنچه استوارترین شناخت ها به نظر می رسد . این آگاهی از لغزش پذیری نه بدین معناست که حقیقت دست نیافتنی است , بلکه چنین معنا می دهد که برای رسیدن به آن آدمی همیشه باید آماده بررسی مجدد و تصحیح آرای خویش و تحمل عقاید کسانی باشد که حقایق احراز شده را مورد تردید قرار می دهد .

فلسفه ی سیاسی :

پرپر در حوزه سیاست قایل به مهندسی تدریجی اجتماعی بود و تمام تلاش خود را مصروف آن کرد تا قطعیت قوانین جامعه شناختی را زیر سوال ببرد و هرگونه پیش بینی اعمال انسانی و اجتماعی رد شود و حاصل آنکه هرگونه مهندسی اجتماعی کل گرا یا اتوپیایی که بر مبنای پیش بینی اعمال انسانی برنامه ریزی شود زیر سوال رود . از همین منظر به نظرات مارکس نقد وارد می کند .                                                                 

به گمان پوپر , مارکس معتقد به قوانین جبری تاریخ بود و فکر می کرد این قوانین را کشف کرده است و   می تواند آینده را پیش بینی کند .                                                                                                      

پوپر نه تنها تاریخ باوری مارکس را از منظر عدم قطعیت قوانین اجتماعی زیر سوال می برد که نشان می دهد میراث بران مارکس پس از انقلاب ناچار شدند مهندسان اجتماعی آن هم از نوع کل گرا شوند .

 

نوشته شده توسط مقداد توانانیا در ساعت 18:42 | لینک  | 

  

           Free Image Hosting

و چقدر دوست داشتند که نباشیم و یادش نکنیم , یاور زندانیان سیاسی بود و خودش محصور , با جنبش سبز بود و سبز رفت ...

یادش برای همیشه گرامی .

نوشته شده توسط مقداد توانانیا در ساعت 12:14 | لینک  | 

 

راستش چند وقتی است که کتابم چاپ شده است , ولی دست و دلم برای کار پیش نمیره , حال و حوصله ندارم و البته مشکلات و دغدغه های زندگی سخت , فعلآ دوست دارم فقط بخونم و بخونم ,    می خواهم از این دفعه کتابهایی رو بهتون برای خوندن معرفی کنم و البته کتابهایی رو که خوندم براتون تشریح کنم و توضیح بدهم که جریان اون کتابها چیه ... فعلآ دارم کتاب فلسفه ی سیاسی نوشته ی دیوید میلر با ترجمه روان بهمن دارالشفایی رو می خونم کار انتشارات ماهی آن را چاپ کرده است و زیر نظر استاد گرانمایه خشایار دیهیمی , توصیه اکید می کنم حتمآ بخونینش یا صبر کنید بخونم و براتون توضیحش بدهم ... اسم این ستون رو میگذارم خوانشکتاب ...                                                                                                                                                                                       مرسی                                                                                                                            دستتون دارم , تا آزادی .

 

نوشته شده توسط مقداد توانانیا در ساعت 22:18 | لینک  | 

 

چاپ مقاله ام , متاسفانه اما فیلتر شده .

رابطه اسلام و حكومت

مقداد توانا نيا

در بين متفکران اسلامی نظریه ای وجود دارد مبنی بر اينكه اساساً دین به اعتبار اینكه دین است با حكومت و سیاست ارتباط ماهوی ندارد و پیامبر اسلام هم اگر حكومتی تشكیل دادند مطابق سنتهای عصر خویش عمل كردند .

این نظریه توسط افرادی مانند " علی عبد الرازق " مصری مطرح شده و دكتر مهدی حائری یزدی نیز در كتاب «اسلام و حكومت» به شكل تلطیف شده ای آن را ارائه و بیان نمودند .

عبدالرازق، كه یك فقیه و متكلم و شیخ الازهر بود، حدود هشتاد سال قبل بحث هایی كه ما امروزه درباره ی آن می اندیشیم و به آن اعتقاد داریم را مطرح نمودند، ایشان معتقد بودند كه خلافت یك نهاد تجربی و مدنی است نه یك نهاد دینی كه دین منشا تاسیس آن باشد و به گفته وی هیچ دلیلی در آیات قرآن نمی توان برای این ادعا پیدا كرد .

به اعتقاد همفكران این فقیه مصری، قرآن به صراحت درباره ی اموری همچون نماز و وضو صحبت می كند اما با این صراحت درباره حكومت سخنی در قرآن مجید نیامده است . خداوند در قرآن به پیامبر می گوید كه قرار است چیزی كه در فطرت مردم است به یاد آنان بیاوری نه اینكه چیزی به آنان تحمیل كنی. نيز خداوند انسان را با گرایش دینی و معنوی آفرید است و كار پیامبر این نبوده كه در مردم گرایش دینی ایجاد كند، بلکه كار پیامبر یادآوری آن چیزی است كه انسان گاهی مواقع آن را فراموش می كند. در واقع می توان اینگونه بیان داشت كه هیچ كسی در نفس وجود حكومت تردید ندارد اما نكته این است كه ارتباط میان حكومت و دین در قرآن به صراحت بیان نشده است .

علی عبدالرازق قایل به تفكیك حكومت، یعنی نهاد حاكمیت، از دین است نه تفكیك سیاست از دین. او حتا معتقد نیست كه مسلمانان نباید حكومت تشكیل دهند و بر این باور است كه مسلمانان با آموختن اصول حكومتداری می توانند حكومت تأسیس كنند اما این حكومت مساوی با دین نیست .

این متفكر مسلمان در عصر خود محاكمه شد و چون استدلال خویش را همزمان با سقوط حكومت عثمانی مطرح كرده بود بسیاری نظریه وی را استعماری می دانستند اما عبدالرزاق می گفت كه حكومت مساوی دین نیست و سقوط آن نباید سقوط دین تعبیر شود .

پس با این پیش فرض می توان این سوال اساسی را مطرح نمود كه : آیا در اسلام دین در خدمت حاكم یا حاكم در خدمت دین است ؟

حكومت ابزاری در اختیار دین است و دین ابزاری در اختیار حكومت نیست و ما دین را استفاده نمی كنیم كه به حكومت برسیم .

مرحوم دكتر مهدی حائری یزدی هم بر این اعتقاد بود كه نمی توانیم برای حكومت در اسلام یك پشتوانه در قرآن پیدا كنیم . نفس بیعت پیامبر اسلام با مردم بر این نكته استوار بود كه او را به عنوان حاكم به رسمیت می شناختند و بیعت نشانگر این است كه حكومت پیامبر نه بر اساس وحی كه بر اساس رای و نظر مردم بوده است .

حضرت امیر (ع) هم هیچگاه نگفته است كه من از طرف خدا منصوب شده ام؛ حتا نمی گوید پیامبر اسلام مرا برای حكومت انتخاب كرد؛ و همواره نسبت به حكومت از خود بی رغبتی نشان دادند؛ در واقع ایشان به حكومت تمایل نداشت. این كه ایشان حكومت را خوار و پست می دانست و آن را با كفش پاره قیاس می نماید بیانگر این است كه حكومت یك امر غیر دینی است .

فرهنگ اسلامی زمانی بارور و پویاست كه با كندوكاو مباحث به نقاط روشنی برسیم اما اگر از این مباحث فاصله بگیریم به دوره افول فرهنگ دینی می رسیم .

وقتی حكومت را اصیل ندانیم و بپذیریم كه اصالت با دین است نه حكومت، آن وقت عمل و رفتار هر سیاستمداری به پای دین نوشته نمی شود. اما اگر گفتیم كه حكومت از دین مهمتر است به این معنی است كه دین یك امر ثانوی است.

در واقع، با مقایسهء نحوه ی حكومتداری در هند و پاكستان می توان گفت كه هندیها یك مدل حكومتداری دارند كه بر اساس آن جامعه ای یك میلیارد نفری را اداره می كنند؛ رئیس دولت آنها اكنون یك سیك است در حالی كه سیك ها در هند در اقلیت محض هستند؛ رئیس جمهوری هند یك مسلمان است و رئیس گنگرهء این كشور هم سونیا گاندی است كه اصلاً هندی نیست. هندوستان با این تركیب در حال پیشرفت است و هیچ زمانی نظامیان در هند ـ كه قدرت زیادی هم دارند ـ به قدرت نرسیده اند اما پاكستان از زمامی كه از هند جدا شده است تقریباً همیشه حكومت نظامی داشته است.

باری، چون قرار است حكومت در خدمت ایمان دینی باشد اگر کار معكوس شد نتیجه بر عكس هم می گیریم.

 

نوشته شده توسط مقداد توانانیا در ساعت 20:34 | لینک  | 

 گر حال تو همچون من آشفته خرابم

  گر خواهش دل های من و تو بی حسابم

   ای وای به حال هر دوی ما

    ای وای به حال هر دوی ما

نوشته شده توسط مقداد توانانیا در ساعت 12:34 | لینک  | 

       Image and video hosting by TinyPic

نوشته شده توسط مقداد توانانیا در ساعت 9:39 | لینک  | 

 

   Never bet a better

 

نوشته شده توسط مقداد توانانیا در ساعت 17:55 | لینک  |